علت سقوط شرکت اریکسون چه بود؟

صنعت موبایل در سال های اخیر تغییرات سریع و فراوانی داشته است. شرکت هایی به اوج رسیده اند و شرکت هایی مانند اریکسون - علی رغم پیشینه شان در تلفن سازی - در فرایند خود تخریبی هستند.

در تابستان ۱۹۹۷، اریکسون به مدت چند ماه عنوان برند اول موبایل دنیا را در دست داشت. این عنوان بعلت موفقیت موبایل مینیاتوری جدیدش با نام ۷۸۸ کسب شده بود. بازار جهانی اریکسون به ۲۷ درصد رسیده بود. در همین زمان موتورولا نیز در حال از دست دادن برتری جهانی اش بود. از طرف دیگر نوکیا قرار داشت که به سرعت در حال نزدیک شدن بود، هر چند هنوز برتری مشخصی نسبت به رقبا پیدا نکرده بود.

برای مدت کوتاهی، به نظر می رسید که اریکسون بتواند برند اولی موبایل دنیا را در دستان خود نگه دارد. اما کمتر از ۵ سال بعد این شرکت مجبور به ادغام با بخش موبایل سازی سونی شد.

حال سوال اینجاست: چطور شرکتی که برترین برند تلفن سازی در سال های ۱۸۹۰ محسوب می شد، به این سادگی، شانس تصاحب بازار موبایل را از دست داد؟ جواب بسیار ساده است: تاریخچه طولانی و موفق در یک صنعت خاص می تواند به عنوان یک فاکتور مضر عمل کند، اگر آن صنعت دستخوش تغییرات سریع شود. ( عامل مهم عصر فناوری اطلاعات یعنی تحول و نکته ظریف مدیریتی آن یعنی واکنش سریع در برابر تغییرات محیطی از جمله رقبا) جالب است بدانید شرکت کداک به دلیل اصرار روی موفقیت خود در صنعت عکاسی قدیمی، از گردونه شرکت های عکاسی دیجیتال حذف شد. در مورد اریکسون نیز چنین است. این شرکت توانست در سال های ۱۹۸۰ از تلفن های قدیمی به موبایل های آنالوگ - و سپس در سال های ۱۹۹۰ به موبایل های دیجیتال - مهاجرت کند. او در برابر این دو موج به خوبی مقاومت کرد اما به سرعت موج بعدی از راه رسید. اریکسون این بار در محاسبات اشتباه کرد. زیرا موبایل ها به سرعت از ابزارهای صرفا صوتی به گجت هایی همه کاره برای انتقال اطلاعات (مشابه کامپیوترها) تبدیل شدند. چیزی که اریکسون حسابش را نکرده بود و در رقابت عقب ماند.

Lars Magnus Ericsson سوئدی کار خود را در ۱۸۸۰ از هووایی (Huawei) آغاز کرد. وی با استفاده از مهندسی معکوس سر از ساز و کار تلفن های زیمنس در آورد و شروع به تولید نسخه هایی جذاب تر و ارزان تر نسبت به شرکت های زیمنس و بل کرد. تلفن های این شرکت در سال های ۱۸۹۰ هیچ نوآوری ای نداشتند. آنها فقط کارایی و طراحی بهتری داشتند. در واقع اریکسون به این فلسفه معتقد بود که بهتر است به جای خلق، ابداع یا اختراع عملکردهای جدید، سعی کنند کیفیت محصولات را نسبت به رقبا بهبود بخشند.

علاوه بر این، اریکسون نسبت به سایر شرکت های حوضه اسکاندیناوی ماجراجوتر بود و دنبال بازارهای تازه. این شرکت در سال های ۱۸۹۰ بزرگترین شرکت سرویس دهنده مخابرات برزیل شد. Gustaf Öberg سرپرستی حضور موفق این شرکت در چین را بر عهده داشت. یورش سریع به آمریکای لاتین و آسیا نیز نشان داد که اریکسون کاملا ضمام کار تلفن های موبایل را در ۱۹۸۰، در دست دارد.

استراتژی (طرح و برنامه ریزی) کپی برداری و بهبود طراحی اریکسون در برابر موتورولا نیز بسیار عالی جواب داد. موتورولا در ابتدا مهمترین تولید کننده موبایل محسوب می شد. این شرکت پیشگام در بازار موبایل های آنالوگ بود و ۶۰ درصد بازار جهانی را در دست داشت. اما مشکل اصلی این شرکت، طراحی نه چندان زیبا و غیر ارگونومیک موبایل هایش بود.

اریکسون با استفاده از همان استراتژی ۱۸۸۰ اش این بار هم خود را بالا کشید. در واقع به جای مهندسی معکوس ابزارهای زیمنس نگاهی به موبایل های موتورولا انداخت تا با همان تکنولوژی (موتورولا) اما با ظاهری چشم نوازتر بازار را تصاحب کند.

همه چیز به خوبی پیش می رفت تا اینکه در سال های ۱۹۹۷ نوکیا با سری موبایل های متفاوت ۶۱۰۰ و ۵۱۰۰ خود، بر سر اریکسون خراب شد. در واقع آن زمان نوکیا نقش اپل را به عنوان یک شرکت مخترع و طراح بازی می کرد. تیم تحقیق بازاریابی نوکیا دریافته بود که پیام های متنی، بازی ها و یک تقویم خوب و قابل اعتماد می تواند انقلابی در بازار تلفن های موبایل راه بیندازد. سپس مصرف کنندگان شروع به استفاده از موبایل به عنوان ابزاری برای انتقال اطلاعات کردند، نه فقط برای تلفن زدن.

طراحی خیره کننده نوکیا در مدل های ۱۹۹۷، با نمایشگرهای تک رنگ آن هم به ارتفاع ۵ خط (۵ برابر بزرگتر از اریکسون!)، شوکی به بازار موبایل وارد کرد. از این نمایشگرها می شد به آسانی برای خواندن پیام های متنی استفاده کرد و از طرف دیگر امکان بازی هایی مانند Snake نیز فراهم شده بود. علاوه بر این، نوکیا یک سال بعد شروع به استفاده از آنتن داخلی در مدل هایش کرد.

و اریکسون؟ اریکسون مشغول کپی و بهبود طراحی های موتورولا بود. مهمترین محصول اریکسون در ۱۹۹۷ موبایل ۷۸۸ اش بود. این شرکت با بهبود مدل های موتورولا در جهات مختلف توانست توجهات را به خود جلب کند. ۷۸۸ به سبکی ۱۳۵ گرم و نازکی ۲۴ میلیمتر بود. اما این محصول هم مانند سایر محصولات اریکسون به سرعت از گردونه رقابت حذف شد. زیرا آنها آنتن خارجی نازیبا و یک نمایشگر تک خطی داشتند که به سرعت ظاهری قدیمی پیدا کرد. از همه بدتر تکنولوژی رابط کاربری آنها بود. نوشتن پیام های متنی یا استفاده از تقویم در آن نمایشگر نازک، بسیار مشکل و دردناک بود.

۷۸۸ در ابتدا مانند یک کیک داغ، چند فصل فروش را تجربه کرد، اما در ادامه مانند یخ سرد شد. در سال های ۱۹۹۰، اریکسون نتوانست محصول برتری را تولید کند. ۷۸۸ نقطه اوج تاریخچه ۱۲۰ ساله تولید موبایل (و شروع نابودی) شرکت اریکسون بود - و البته با همین موبایل بود که این شرکت به قهر برندهای مشهور تولید کننده موبایل رفت و غرق شد.

یک قرن تجربه تولید ابزارهای تلفنی، به اریکسون شبکه توزیع و برند نام آشنایی هدیه کرده بود که از برزیل تا چین گسترانیده شده بود. اما همه این ها پشیزی ارزش نداشت، وقتی برنامه جستجو و توسعه شرکت (company’s R&D program) نتوانست فکری به حال موج تغییر دنیای موبایل از انتقال صوت به انتقال اطلاعات بکند.

کمتر از پنج سال پس از برتری اریکسون در بازار موبایل و تصاحب ۲۷ درصد بازار (با گل سرسبدش، مدل ۷۸۸) این شرکت مجبور به ادغام با سونی و تولد سونی اریکسون شد. سونی اریکسونی که بعدا کلا توسط سونی بلعیده شد.

منبع: نارنجی

باید بهترین باشی

هر روز صبح در دشتي از دشت هاي آفريقا غزالي چشم از خواب مي گشايد.
غزال مي داند در روزي كه پيش رو دارد اگر مي خواهد زنده بماند بايد از سريع ترين شير جنگل سريع تر بدود.
و هر روز صبح در همان دشت، شيري چشم از خواب مي گشايد او هم مي داند
براي اين كه زنده بماند بايد از كندترين غزال دشت، سريع تر بدود.
مهم نيست شما غزال باشيد يا شير
وقتي خورشيد طلوع كرد بايد بهترين دونده باشيد.

منبع: گروه اینترنتی رضا عصار

زمستان سخت

4 روش برای افزایش بهره هوشی

در سال های اخیر، تستهای مربوط به آزمایش میزان ضریب هوشی افراد،تغییرات شگرفی داشته است. در گذشته تستی گرفته می شد که سن ذهنی شما را بر سن واقعی تان تقسیم کرده و مقسوم علیه را در عدد 100 ضرب می کردند؛ اما این روزها حداقل برای بزرگسالان، از منحنی ناقوسی شکل استفاده می کنند.

به هر حال انتقادها و اختلاف های بسیار زیادی بر سر تست های هوش، و نحوه تعیین میزان بهره هوشی افراد وجود دارد؛ اما ما سعی می کنیم که به نوع تست کاری نداشته باشیم و تمرکز اصلی خود را بر روی میزان ضریب هوشی معطوف کنیم.

در این مقاله قصد داریم تا شما را با نحوه ی افزایش میزان بهره هوشی (IQ) آشنا کنم و کاری به انواع مختلف تست هایی که ممکن است در این زمینه از شما گرفته شود، نداریم.

هر چند هیچ گونه تست مشخصی وجود ندارد که به طور استاندارد در همه جای دنیا برای سنجش هوش افراد به کار گرفته شود، ولی امتحاناتی وجود دارند که از طرفی میزان هوش شفاهی و از سوی دیگر میزان توانایی های اجرایی افراد را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهند.

در این قسمت از مقیاس هوشی وشلر (WAIS) که ویژه بزرگسالان می باشد، استفاده کرده ایم و از 14 آزمون مختلف بر روی 4 مورد که عبارتند از:

آزمون لغات، شباهت سنجی، جا خالی، و استدلال ماتریسی تمرکز کرده ایم.

نکته: در تلاش برای ارتقای IQ شاید دو مرحله اولیه که مربوط به سنجش توانایی های شفاهی افراد هستند، برایتان خیلی راحت تر از دو مورد بعدی که ماهیت اجرایی دارند، باشند. به هر حال هر یک از این مراحل نیازمند دقت و تمرکز بالای داوطلب بوده و برای قدم گذاشتن به مرحله بعدی باید تلاش کنید.

مرحله 1

لغات را با صدای بلند تشریح کنید :یکی از خرده آزمون های این بخش، تست دایره ی واژگانی است. در طول این آزمون از افرد می خواهند که در مورد لغاتی که به او ارائه می شود، توضیح دهد. به طور اخص هدف این تست آزمایش این مطلب است که یک نفر تا چه اندازه ای می تواند خود را ابراز کند. از آنجایی که این آزمون بیشتر بر روی دانش های قبلی و تجربیاتی که در گذشته به دست آورده اید تاکید دارد، گفته می شود که هوش شکل گرفته ی شما را می سنجد.

برای تقویت این توانایی می توانید فرهنگ لغت را باز کنید و اولین کلمه ای که به چشمتان خورد را انتخاب کرده و با صدایی کاملاً متعادل در مورد آن برای کسی که در مقابلتان نشسته است، صحبت کنید. به عنوان مثال اگر کتاب را باز کردید و لغتی مثل "قره نی" به چشمتان خورد، ضعیف ترین توضیحی که می توانید از آن داشته باشید "نوعی آلت موسیقی" است. اگر قدری از بهره هوشی بالاتری برخودار باشید، میتوانید بگویید: "نوعی آلت موسیقی مانند نی توخالی است که با هوایی که از دهان خارج می شود، به صدا در می آید. با دمیدن جریان هوا به داخل آن می توان صداهای مختلفی را ایجاد کرد. روزنه هایی که بر روی این آلت موسیقی وجود دارند به ما اجازه می دهند تا صداها را تغییر داده و موسیقی ایجاد کنیم."

شاید این مثالی که در بالا به آن اشاره شد، تا حد زیادی منحصر بفرد باشد، اما نمونه خوبی برای تفهیم این امر بود که چگونه باید به ذات کلمات رسوخ کرد.           

مرحله 2

ایده گرفتن از اشیاء: این گزینه شبیه سازی نوعی "استدلال انتزاعی شفاهی" است؛ و توانایی شما را در اظهار نظر کردن در مورد مفاهیم مختلف به نمایش می گذارد.

معمولاً باید نوعی رابطه و یا الگوی خاص میان سه شی و یا بیشتر پیدا کرده و بعد شئی را انتخاب کنید که با الگوی اولیه مطابقت داشته باشد.

برای افزایش IQ خود 10 شی را انتخاب کنید. به عنوان مثال: DVD ، فنجان، بالشت، کتاب و غیره. سپس شروع کنید به طور شفاهی در مورد هر یک از آنها صحبت کنید و روی جزئیات گفته های خود دقیق شوید تا به یک حقیقت در مورد آن رسیده و بتوایند از آن ایده ی جدیدی برداشت نمایید. به عنوان مثال:

-کپیDVD اولین قسمت حقایق زندگی بر روی زمین در مقابل من قرار دارد.

- اولین نسخه DVD حقایق زندگی مقابل من است.

- DVD اولین قسمت حقایق زندگی

- حقایق زندگی

- سریال کمدی

- سرگرمی

افکار انتزاعی برای ایجاد ارتباط میان موضوعاتی که ظاهراً هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارند، ضروری است. به منظور جمع زدن برخی موارد معین به صورت انتزاعی، شما نیازمند حس استنتاج و قیاس بالایی هستید.

مرحله 3

عینیت بخشیدن به مفاهیم انتزاعی : آزمون های جای خالی "ادراک سه بعدی، تجزیه و تحلیل بصری-انتزاعی، و حل مسئله" را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. در این قسمت فرد را امتحان می کنند که تا چه اندازه می تواند چیزی راکه درک کرده بیان کند.

 این مورد را در نظر بگیرید:هیچ کس نمی تواند هوش را تشریح کند؛ این عبارت نمیتواند در بردارنده هیچ گونه مفهوم تفصیلی متداول و دارای چهارچوب از پیش تعیین شده باشد. ما معتقدیم که می توانیم، اما آیا می توان این توانایی را ملموس سازی نمود. از آنجای که در حال حاضر مقابل کامپیوتر نشسته اید اجازه دهید با استفاده از یک مثال کامپیوتری موضوع را برایتان بازتر کنیم؛ به دو صفحه ی وب مجزا فکر کنید: یکی صفحه آرشیو بدون وجود هیچ گونه لینک، و دیگری یک صفحه ی فعال ویکی پیدیا با لینک های چند رسانه ای (hyper links). صفحه آرشیو به درستی می تواند نشانگر تمام چیزهایی باشد که ما در ذهن خود داریم و یاد گرفته ایم - ثابت و بدون حرکت - و اما هوشی که در ذهن ما وجود دارد می تواند مانند صفحه ی ویکی پیدیا باشد، به صورت اتوماتیک لود شده و از طریق آن می توان با صدها ایده ی دیگر در تماس باقی ماند.

همانطور که از هر صفحه ی اینترنت به راحتی می توانیم به صفحات دیگر رجوع کنیم، در ذهن خود نیز می توانیم در عرض چند ثانیه، ایده های مختلف را مورد تحلیل و بررسی قرار دهم.

در این مثال ما سعی کردیم ادراک خود از عملکرد ذهن را برای شما به عینیت نزدیک کنیم. شما می توایند قضاوت کنید که ما در کار خود موفق بوده ایم یا نه. حالا برای اینکه ضریب هوشی خود را افزایش دهید سعی کنید این کار را خودتان امتحان کنید. در مورد طبیعت، اینترنت و هر چیز دیگری که به ذهنتان می رسد این کار را انجام دهید و به ادراک خود قابلیت ملموس اعطا کنید.

مرحه 4

 تقارن یابی: استدلال ماتریسی به منظور محاسبه ی "توانایی حل مشکلات به طور غیر شفاهی، استدلال استقرایی و قیاس سه بعدی" می باشد.

 در ساخته سینمایی "ذهن زیبا" جان نش "(راسل کرو)" توانایی خارق العاده ای در تقارن یابی برای هر شی در هر موقعیت مکانی دارد. شما هم باید یک چنین تمرینی را آغاز کنید. قدم بزنید و در طی زمانی کمتر از 10 دقیقه شروع کنید به ساختن نوعی حس مرئی از اطراف خود. سعی کنید در هرج و مرج و آشفتگی هایی که در اطرافتان وجود دارد نوعی هماهنگی ایجاد کنید. زاویه ای را که ناودان قدیمی با پیاده رو خیابان می سازد را در نظر بگیرید، ببینید که چگونه شیشه های برف پاک کن اشعه های خورشید را باز تاب می دهند، به فاصله ای که اگر میان برگ های درختان نبود از آنها یک پرده درست می کرد توجه کنید و ...به جای اینکه به آسفالتی که بر روی آن قدم می زنید توجه کنید، به بازتاب نور در آب راکدی که داخل یک گودال کوچک خیابانی ریخته شده، توجه کنید.

الگوهایی که در تست IQ از آن استفاده می شود، نمی تواند به طور آشکارا نشانگر زندگی حقیقی روزمره باشد. البته تا کنون که اینطور نبوده – اما هدف ما فقط افزایش ضریب هوشی شماست و قصد داشتیم تا به شما یاد بدهیم که چگونه میتوانید با دقت و توجه بیشتری به محیط پیرامون خود نگاه کنید و ببینید که چقدر راحت فضای اطرافتان در هر لحظه در حال تغییر و تحول است.


منبع: گروه اینترنتی ایران

چگونه از منفی بافی دوری کنیم؟

من انسانی منفی بین هستم. هیچوقت نیمه پر لیوان را نمی بینم، فقط نیمه خالی آن را میبینم. اگر هم لیوان کاملاً پر باشد، نگران این هستم که نکند کسی آن را خالی کند.

 آیا شما هم منفی گرا هستید؟ انسان منفی گرا کسی است که آگاهانه یا نا آگاهانه به سمت تفکرات منفی گرایش دارد. منفی بینی ممکن است به شکل عادت درآید، اما قطع کردن این عادت کار چندان دشواری نیست.

 ولی اگر این بدبینی دست خودتان نباشد چه؟ مخالف بودن، مردد یا محتاط بودن ممکن است با شما عجین شده باشد، یا اینکه دچار عدم تعادل عصبی باشید.

تاثیرات مغزی

در تحقیقاتی که در سال 2002 انجام شد، "تاثیر منفی" به عنوان زمینه ای برای اضطراب،بی منطقی، عصبانیت و انواع دیگری خصوصیات نا خوشایند تعریف شده است. تاثیر منفی با بالا رفتن فعالیت در قشر جلوی مغز ایجاد می شود. با اینکه این حالتی ثابت و ماندنی است، اما می توان آن را کنترل کرد.زمانیکه بدبینی نتیجه مستقیم از دست دادن شغل، قطع رابطه با یکی از دوستان یا مرگ کسی که دوستش داریم باشد، به عنوان واکنشی در مقابل این ناراحتی تلقی می شود و موقتی است.

چه این خصوصیت با وجودتان عجین شده باشد و چه فقط واکنشی موقتی به یک حادثه باشد، با ایجاد تغییراتی در مغز شما همراه است. مغز از میلیون ها سلول عصبی تشکیل شده است که پیام ها را به اعضاء مختلف بدن رسانده و دریافت می کنند. ممکن است این پیام ها با ایجاد نا تعادلی شیمیایی مختل شوند.

خجالت ندارد اگر برای مداوای این عدم تعادل و بالا تر بردن کیفیت زندگیتان دنبال مشاوره و درمان پزشکی باشید. اگر احساساتی مثل نا امیدی، کمبود انرژی و نا توانی در انجام کارها دو هفته ادامه پیدا کرد، می توانند علائمی از افسردگی به حساب آیند. می توانید برای دوباره به دست آوردن کنترل مغزتان دنبال درمان باشید.  اگر این منفی بافی های شما نتیجه عادت است نه حالت های قابل درمان پزشکی، راه هایی برای مقابله با آن وجود دارد.

 در این جا به چند نکته اشاره می کنیم که به مثبت اندیشی شما کمک می کند.

انگیزه تان را مشخص کنید

 آگاه باشید چه زمانی تفکرات منفی بر شما غلبه می کنند. زمانی که خسته یا گرسنه هستید یا زمانی که فشار کاریتان زیاد است. ممکن است تفکراتتان تغییر پیدا کنند. کنترل افکار منفی به شما کمک می کند که انگیزه و سبب آن را بفهمید و این باعث می شود که بتوانید دوباره کنترل خودتان را در دست بگیرید. 

 عیبجویی از خود را کنار بگذارید

در مسیرتان انتظار دست انداز هم داشته باشید و آن ها را بپذیرید. افکار منفی، بدگویی و عیبجویی از خود را از ذهنتان بیرون کنید. در مورد مسائل و اتفاقات گذشته فکر نکنید، فقط از آن ها تجربه بگیرید و به راهتان ادامه بدهید. تغییر دیدگاهتان در مورد دنیا به شما اجازه می دهد تا در مشکلات و گرفتاری ها دنبال شانس باشید.

خود را با شرایط وفق دهید

 زمان هایی را که در گذشته منفی بینی به سراغتان آمده را به یاد آورید و به خود یاد آور شوید که چگونه آن را پشت سر گذاشته اید.  حتی برای یک فرد مبتلا به منفی بینی یا کسی که دچار افسردگی است هم امید همیشه وجود دارد. سعی کنید اعتماد به نفستان را بالا ببرید و با این کار، رفتارهایتان جنبه ی مثبت بیشتری خواهند گرفت.

قبل از اینکه چیزی بگویید، فکر کنید    

خود را مجبور کنید که برای چند روز هیچ حرف منفی بر زبان نیاورید. قبل از اینکه حرفی بزنید، در مورد آن خوب فکر کنید. این عادت جدید را در خود ایجاد کنید که برای خود و دیگران ارزش بیشتری قائل شوید و قبولشان داشته باشید.   

دنبال کمک باشید

 اگر می بینید که افکار منفیتان روی یک نقطه متمرکز شده اند، از افراد دیگری که تجربه ای مشابه داشته اند کمک بگیرید. حتی رفتن به چند جلسه مشاوره با افراد متخصص به شما کمکمی کند که بهتر با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنید و دیدگاهتان را توسعه دهید.

دیدگاهتان را تغییر دهید

به افراد نیازمند کمک کنید، چون این باعث می شود که جنبه های مثبت زندگی خودتان را بهتر ببینید. منفی بافی های ما بیشتر به این دلیل است که برای جلو رفتن، بالا رفتن درآمدمان و بیشتر کردن ثروتمان صبر نداریم.

 از دوستتان کمک بگیرید

 از یک دوست مطمئن بخواهید که وقتی بدبین شدید یا شروع به منفی بافی کردید به شما اطلاع دهد. برای این کار علامتی در نظر بگیرید تا دیگران از آن بویی نبرند. بعد از متوجه شدن، سریعاً در صدد جبران برآیید و آن فکر یا عمل بدبینانه را اصلاح کنید. مهم تغییر رفتارهایتان و تعویض آن ها با عادت های جدید و سالم تر است.

از افراد بدبین دوری کنید

افراد منفی باف و بدبین را از زندگیتان بیرون کنید، زیرا ممکن است تحت تاثیر آنها قرار گیرید. اگر تمایلی به تغییر ندارند، ارتباطتان را با آن ها محدود کنید.   دنبال کارهای فوق برنامه باشید          دنبال یک سرگرمی برای خودتان بگردید. داشتن علائق و سرگرمی هایی بیرون از منزل و هر روز ورزش کردن، تاثیرات مثبتی روی مغزتان می گذارد. ممکن است فکر کنید که برای اینطور فعالیت های فوق برنامه وقتی ندارید، اما اگر دوباره به وضعیت خودتان و کارهایتان فکر کنید، کمی برای خودتان متاسف خواهید شد. و این انرژی تازه ای به شما می دهد.

استوار باشید

 ببینید چه چیز برای زندگی شما خوب و مناسب است و توانایی ها و مهارت ها و استعدادهایتان را کشف کنید. تفکرات مثبت را همیشه جلوی مغزتان بگذارید تا تفکرات منفی دیگر اجازه غلبه کردن بر شما را پیدا نکنند.


گروه اینترنتی ایران

علائم هشداردهنده و نشانه‌های فرسودگی شغلی

علائم هشداردهنده و نشانه‌های فرسودگی شغلی

فرسودگی شغلی، فرآیندی آهسته است که در دورهای طولانی از زمان رخ‌می‌دهد. اگر به علائم هشداردهنده توجه نکنید، می‌تواند شما را تحت سیطره‌ی خود قراردهد.

فرسودگی شغلی، فرآیندی آهسته است که در دورهای طولانی از زمان رخ‌می‌دهد. اگر به علائم هشداردهنده توجه نکنید، می‌تواند شما را تحت سیطره‌ی خود قراردهد. علائم و نشانه‌های فرسودگی در ابتدا جزئی هستند اما با گذشت زمان،بدتر می‌شوند. به علائم فرسودگی مانند یک علامت هشداردهنده یا زنگ‌خطر نگاه کنید. تصورتان این باشد که چیزی اشتباه است و نیاز به توضیح و اصلاح دارد. اگر شما به این علائم هشداردهنده‌ی اولیه توجه کنید، از یک از‌کارافتادگی عظیم جلوگیری می‌کنید. در‌حالی‌که اگر از آن‌ها چشم‌پوشی کنید، در‌‌نهایت فرسوده خواهید شد.

علائم و نشانه‌های جسمی فرسودگی:

احساس خستگی و فرسودگی و در بیش‌تر اوقات، سردرد زیاد، کمردرد، درد ماهیچه، امنیت کم و احساس بیماری زیاد و تغییر در عادات خواب و اشتها

علائم و نشانه‌های روانی فرسودگی شغلی:

احساس شکست و شک نسبت به خود، از دست‌دادن انگیزه، احساس بی‌کسی دائم، افتادگی و سرماخوردگی، به‌طور فزاینده‌ای بدگمانی و دید منفی نسبت به اطرافیان، کسالت روانی و احساس تنهایی در دنیا، کاهش رضایت و شکست

علائم و نشانه‌های رفتاری فرسودگی شغلی:

فرار از مسؤولیت، استفاده از غذا، دارو و... برای کنارآمدن با موضوع، کناره‌گیری از جمع، انتقال فرسودگی خود به دیگران، به تعویق‌انداختن و زمان‌دار بودن انجام کارها، فرار از کار با دیرکردن و زود رفتن و...

جلوگیری از فرسودگی:

اگر شما علائم قریب‌الوقوع فرسودگی را در خود تشخیص دادید، به‌یاد داشته باشید که اگر آن‌ها را رها کنید، وضعیت بدتر خواهد شد اما اگر برای بازگرداندن زندگی خود به سوی تعادل قدم بردارید، می‌توانید از تبدیل‌شدن فرسودگی به یک انحطاط کامل، جلوگیری کنید.

نکاتی برای جلوگیری از فرسودگی شغلی:

- روز را با تشریفات آرامش‌دهنده شروع کنید: به‌جای پریدن از رختخواب، به‌محض بیدارشدن، دست‌کم 5‌دقیقه صرف مراقبه کنید، یادداشت‌های خود را بنویسید، نرمش‌های ملایم انجام دهید یا عادت به خواندن چیزی کنید که شما را تحریک کند.

- عادت‌هایی هم‌چون خوردن منظم و سالم، تمرین‌کردن و خوابیدن را به‌کار بگیرید: وقتی خوراک درستی داشته باشید، در فعالیت‌های منظم فیزیکی شرکت نموده و استراحت کافی می‌کنید، انرژی کافی برای مقابله با مشکلات زندگی را خواهید داشت.

- ایجاد حد و حدود: خود را زیاد پرمشغله نسازید. یاد بگیرید که چطور به درخواست‌های‌تان به وقت خودش جواب (نه) بدهید. اگر این‌ امر برای شما مشکل است، به‌یاد داشته باشید که گفتن (نه) به‌ بعضی چیزها، به شما اجازه می‌دهد که به چیزهایی که واقعاً می‌خواهید انجام دهید، جواب (بله) بدهید.

- گرفتن یک وقت استراحت از کار و تکنولوژی: هر روز، ساعاتی را برای انفصال کامل در نظر بگیرید. تب‌و‌تاب‌تان را کنار بگذارید، تلفن و رایانه را خاموش کنید و چک‌‌کردن ایمیل را متوقف سازید.

- قسمت فعال خود را تغذیه کنید: فعالیت، یک پادزهر برای افراد فرسوده است. وضعیت جدید را امتحان کنید، یک پروژه‌ی سرگرم‌کننده را شروع کنید یا یک سرگرمی مورد علاقه را از سر بگیرید؛ فعالیت‌هایی که هیچ ارتباطی به کارتان ندارند را انتخاب کنید.

- یاد بگیرید چطور استرس را مدیریت کنید: وقتی شما در مسیر فرسودگی هستید، ممکن است احساس ناتوانی کنید اما بیش از آن‌چه فکر می‌کنید، روی استرس کنترل دارید. یاد‌گرفتن این‌که چطور استرس را مدیریت کنید، به شما کمک می‌نماید که دوباره تعادل خود را به‌دست آورید.

بهبود فرسودگی شغلی:

بعضی‌اوقات خیلی دیر است که از فرسودگی جلوگیری کنید (شما هم‌اکنون از خط قرمز عبور کرده‌اید). در این مورد، خیلی مهم است که فرسودگی خود را جدی بگیرید. تلاش کنید که از حالت خستگی بگذرید چراکه ادامه‌ی وضعیتی که در آن هستید، منجر‌به خسارت فیزیکی و روانی خواهد شد.

بهبودیافتن به برداشتن گام‌های بعدی نیاز دارد:

- آرامش: وقتی به ‌مرحله‌ی آخر فرسودگی شغلی رسیدید، تعدیل ذهنیت یا مراقبت از سلامت شما، مسأله را حل نخواهد کرد. شما نیاز دارید تا خود را وادار به آرامش یا استراحت کنید. هر اندازه که می‌توانید، از تعهدات و فعالیت‌های خود بکاهید و برای استراحت و درمان، به خودتان زمان بدهید.

- دریافت حمایت: وقتی فرسوده هستید، تمایل طبیعی‌تان این‌ست که با گوشه‌گیرکردن خود، از مقدار انرژی که به‌جا گذاشته‌اید، محافظت کنید اما دوستان و خانواده‌های شما در طول این زمان، بیش‌تر از همیشه مهم هستند. برای دریافت حمایت، به‌سوی کسانی که بیش‌‌تر از همه دوست‌دارید، دست دراز کنید.

- ارزیابی مجدد اولویت‌ها: فرسودگی شغلی، بیان‌گر این‌ست که عامل مهمی در زندگی‌تان درست کار نمی‌کند. شما به زمان نیاز دارید تا در مورد هدف‌ها، امیدها و رؤیاهای خود فکر کنید. آیا در حال فراموش‌کردن چیزی هستید که برای زندگی‌تان مهم است؟ فرسودگی به‌عنوان یک فرصت برای کشف دوباره‌ی این‌که چه‌چیزی واقعاً شما را شاد می‌کند و تغییر وضعیت مطابق با آن تلقی می‌شود.

فرسودگی با خود، از دست‌دادن چیزهای زیادی را به‌همراه می‌آورد که معمولاً ناشناخته است.

 ناشناخته‌ها مقدار زیادی از انرژی شما را می‌گیرد:

- از دست‌دادن ایده‌آل یا رؤیایی که شما در کار خود وارد کرده‌اید.

- از دست‌دادن نقش یا شخصیتی که ابتدا به شغل شما می‌آمد.

- از دست‌دادن انرژی فیزیکی و روانی

- از دست‌دادن دوستان، سرگرمی‌ها و احساس اجتماعی‌بودن (همکاری)

- از دست‌دادن اعتمادبه‌نفس

- از دست‌دادن شادی، معانی و هدف‌هایی که کار و زندگی را معنادار می‌سازد.

کنارآمدن با فرسودگی شغلی:

مؤثرترین شیوه برای مبارزه با فرسودگی شغلی، دست‌کشیدن از کار فعلی و انجام‌‌دادن کار دیگر است؛ البته اگر قصد تغییر شغل دارید اما این کار برای‌تان عملی نیست، هنوز می‌توانید برای بهبود وضعیت خود یا دست‌کم وضعیت ذهنی خود، اعمال زیر را انجام دهید:

- مقابله با استرس محیط کار: به‌منظور جلوگیری از فرسودگی شغلی، خیلی مهم است که استرس را در محیط کارتان مدیریت کنید. این کار را با شناسایی عوامل استرس‌زا شروع کنید؛ سپس شما می‌توانید برای برخورد با مسائل، با تغییر محیط کار تغییر نحوه‌ی برخورد با عوامل استرس‌زا قدم بردارید. فعالانه مسائل را توضیح دهید. از یک رهیافت معلوم به‌جای رهیافت مجهول در محیط کار خود استفاده کنید. اگر نیازهای خود را بیان کنید، کم‌تر احساس عدم حمایت می‌کنید. درنهایت، اگر قدرت و منابع لازم برای حل مسأله را نداشتید، با یک مشاور روان‌شناس صحبت کنید.

- برنامه‌ی کاری خود را اعلام کنید: از رئیس خود برای تشریح مسؤولیت‌ها و وظایف کاری روزانه‌‌تان، درخواست ملاقات و گفت‌وگو کنید، به آن‌چه که بخشی از کار شماست و انتظار می‌رود که انجام‌اش دهید، اشاره کنید.

- درخواست وظایف جدید کنید: اگر مشغول انجام‌ یک کار ثابت برای مدت طولانی هستید، درخواست یک کار تازه کنید؛ مانند سطح کاری متفاوت، محدوده‌ی فروش مختلف و...

- گرفتن مرخصی: اگر فرسودگی شغلی شما حتمی به‌نظر می‌رسد، یک مرخصی کامل از محل کار بگیرید؛ به تعطیلات بروید، روزهای بیمار خود را سپری کنید و برای ترک موقعیت، هرچیزی که شما را از این وضعیت نجات می‌دهد، درخواست کنید؛ به‌طور کلی، از زمانی طولانی برای شارژ دوباره‌ی باتری‌های خود و رسیدن به چشم‌اندازی جدید استفاده کنید.

منبع: گروه اینترنتی ایران

قدر خانواده مان را برانیم

با رهگذری در خیابان  برخورد کردم

اووه !! معذرت میخوام. من هم معذرت میخوام. دقت نکردم ... ما خیلی مؤدب بودیم ،

من و این غریبه خداحافظی كردیم و به راهمان ادامه دادیم 

اما در خانه با آنهایی كه دوستشان داریم چطور رفتار می كنیم

كمی بعد ازآنروز، در حال پختن شام بودم .دخترم خیلی آرام كنارم ایستاد همینكه برگشتم به اوخوردم وتقریبا انداختمش

با اخم گفتم: ”اه !! ازسرراه برو كنار

قلب کوچکش شکست و رفت

به هنگام خواب، ندای درونی ام گفت: وقتی با یك غریبه برخورد میكنی ، آداب معمول را رعایت میكنی اما با بچه ای كه دوستش داری بد رفتار میكنی برو به كف آشپزخانه نگاه كن. آنجا نزدیك در، چند گل پیدا میكنی. آنها گلهایی هستند كه او برایت آورده است. خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی

آرام ایستاده بود كه سورپرایزت بكنه هرگز اشكهایی كه چشمهای كوچیكشو پر كرده بود ندیدی

در این لحظه احساس حقارت كردم اشكهایم سرازیر شدند.

آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم بیدار شو كوچولو ، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟ گفتم دخترم واقعاً متاسف

م از رفتاری كه امروز داشتم  نمیبایست اونطور سرت داد بکشم

گفت :اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان من هم دوستت دارم دخترم و گلها رو هم دوست دارم مخصوصا آبیه رو گفت : اونا رو كنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن میدونستم دوستشون داری ، مخصوصا آبیه رو ...

آیا میدانید كه اگر فردا بمیرید شركتی كه در آن كار میكنید به آسانی در ظرف یك روز برای شما جانشینی می آورد؟

اما خانواده ای كه به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد كرد.

و به این فكر كنید كه ما خود را وقف كارمیكنیم و نه خانواده مان چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !! اینطور فكر نمیكنید؟!!

به راستی كلمه “خانواده“ یعنی چه ؟؟

رمز موفقیت؟!!

بیشتر افراد با این فکر کاری را شروع می‌کنند که با روشن کردن کامپیوترها یا باز کردن در شرکتشان، پول پارو خواهند کرد. اما واقعیت این است که پول درآوردن خیلی سخت‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید. به همین دلیل باید برای برنامه‌ریزی وقت بگذارید تا موفق شوید. نکات زیر می‌تواند کمکتان کند:

1-سازماندهی داشته باشید.

برای موفق شدن در کاری باید سازماندهی داشته باشید. سازماندهی به شما کمک می‌کند کارها را تکمیل کنید و طبق برنامه پیش روید. یک راه خوب برای این کار این است که یک لیست برنامه روزانه داشته باشید و جلوی هر کاری را که انجام می‌شود، یک تیک بزنید. این کار مطمئنتان می‌کند که چیزی را فراموش نکنید و همه کارها را یک به یک انجام دهید.

2- جزئیات را ثبت کنید.

همه تجارت‌های موفق جزئیات را ثبت می‌کنند. با ثبت گزارشات دقیق و جزئی، می‌فهمید که کارتان در چه وضعیت مالی قرار دارد و با چه چالش‌های احتمالی روبه‌رو خواهد شد. فقط دانستن این، وقت لازم برای ایجاد استراتژی‌‌هایی برای غلبه بر موانعی که ممکن است از موفقیت و پیشرفت کارتان جلوگیری کند، فراهم می‌کند.

3- رقبایتان را تحلیل کنید.

رقابت، سازنده بهترین نتایج است. برای موفق شدن نباید از مطالعه کردن و درس گرفتن از رقبایتان بترسید. ممکن است آنها کاری درست انجام می‌دهند که می‌توانید برای درآوردن پول بشتر در تجارتتان از آن استفاده کنید.

4- ریسک‌ها و پاداش‌ها را بشناسید.

رمز موفق شدن این است که ریسک‌های حساب‌شده بکنید تا به رشد کارتان کمک کند. سوال خوبی که می‌توانید بپرسید این است که، “چه معایبی دارد؟” اگر بتوانید به این سوال پاسخ دهید، می‌فهمید که در بدترین حالت چه اتفاقی خواهد افتاد. این اطلاعات به شما کمک می‌کند بتوانید ریسک‌های حساب‌شده‌ای بکنید که می‌تواند پاداشی عالی برای تجارتتان داشته باشد.

5- خلاق باشید.

همیشه به دنبال راه‌هایی برای ارتقای کارتان باشید تا آن را در بین رقبا متمایز و برجسته کنید. باید درک کنید که شما همه چیز را نمی‌دانید و باید از ایده‌ها و نگرش‌های جدید برای کارتان استقبال کنید.

6-متمرکز باشید.

اینکه کار یا تجارتی را شروع کرده‌اید به این معنی نیست که فوراً به پول خواهید رسید. زمان می‌برد که مردم شما را بشناسند، به همین علت باید روی رسیدن به اهداف کوتاه‌مدتتان تمرکز کنید و بگذارید بقیه اتفاقات به موقع خود روی دهد.

7- آماده فداکاری باشید.

شروع یک کار جدید سخت است اما وقتی درها را باز کردید، کارتان شروع شده است. در بسیاری از موارد، باید خیلی بیشتر از زمانی که برای بقیه کار می‌کردید زمان بگذارید. درعوض باید فداکاری کنید، مثلاً مجبور می‌شوید وقت کمتری را صرف خانواده و دوستانتان کنید تا موفق شوید.

8-خدماتی عالی ارائه دهید.

تجارت‌های موفق زیادی هستند که فراموش می‌کنند ارائه خدمات عالی به مشتریان اهمیت زیادی دارد. اگر شما خدمات بهتری را به مشتریانتان ارائه کنید، آنها تمایل بیشتری برای مراجعه به شما خواهند داشت تا به رقبایتان.

9- استوار و ثابت‌قدم باشید.

ثبات‌قدم رمز پول درآوردن در یک کار است. باید هر روز برای موفق شدن پشتکار داشته باشید. این عادت‌های مثبتی در طولانی‌مدت ایجاد می‌کند که کمکتان می‌کند به مرور زمان سود ببرید.

نتیجه‌گیری

شروع و اداره یک کار موفق می‌تواند سخت و درعین‌حال سودآور باشد. موفقیت نیاز به تمرکز، نظم و ثبات قدم دارد. اما موفقیت یک شبه ایجاد نمی‌شود—نیاز به تمرکز طولانی‌مدت دارد و باید در موقعیت‌های چالش‌انگیز و دشوار، پشتکار و استواری لازم را داشته باشید.

به نقل از سایت مردمان

قوانین مهم در ارتباطات انسانی

دانستن چگونگی رفتار با مردم به اندازه شایستگی های فـنـی و مـدیریتی اهمیت دارد. به بدترین کارفرمایی که تـا حـال داشـتـه ایـد فـکر کـنـید. بـیـاد آوریـد کـه چطـور فقدان مهارتهای رفتار با دیگران در او باعث دلسردی و عدم بهره وری دیگران و خروج شما با نا امیدی گردید.

یک انسان موفق نیمی کارمند است، نیمی سیاستمدار. او می داند  کار کردن با دیگران بخصوص در دنیای کنـونـی کـه مملو از انسانهای دمدمی مزاج و زود رنج اسـت، روال ارتباطی خاصی را می طـلبد. او سـخـن یـکـی از بــزرگان جامعه شناس کـه "هنـگـام برخورد با مردم بخاطر داشـته باشید با مخلوقات منطق طرف نیستید، بلکه با مخلوقـات احـساسـات، مـوجوداتـی که سرشار از تبعیض، روحــیات پیش داوری و تعصب می باشند، و با غرور و خودبینی دست بگریبانند طرف هستــید،" را مد نظر دارد.

در ایـن قسمت برخی از قـوانـیـن اصـلـی ارتـبـاطات انـسانی در فضای کاری را مشاهده می کنید.  برای مهارت یافتن در آنها، باید این قوانین را جزئی از خود درآورید.

1 - دیگران را با نام صدا بزنید

این خوشایند ترین صدا برای گوش هر کسی است. وقتی نام فردی را بکار می برید، در حقیقت پیغام خود را به صـورتی اختصاصی و تـنها برای شـخـص او مبـدل مـی سـازیــد. همچنین علاقمندی و میزان اهمیت شما را نسبـت به فرد میـ رسـاند. این یک ابزار ساده فریبنده برای کاستن از جبهه گری های شخص می بـاشـد چـرا که یک نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود می آورد. جملات خود را با اسامی افراد آمیـخته، و بـا سـؤالاتــی نــظـیـر، "علی، امروز خوب هستی؟ " آغاز کنید.

2 - اشتباه خود را بپذیرید

ممکن است تصور کـنید که اگر اشتباهی که مرتکب شده اید را به گردن نگیرید، وجهه خود را از دست خواهید داد. این کار درست نیست. اعتراف به اشتباهات در مـحیط کـار یکی از ستوده ترین اعمال است چون اندک افرادی مبادرت به آن می نـمایـنـد. بـیـامـوزیــد که چـگونه تـکبـر و خـودخـواهـی را کنار گذاشته و بپذیرید که کامل نیستید. فقط در این کـار زیاده روی نکنید مثلا لازم نـیست با عذرخواهی های فـراوان در جـلسـات اقـدام به بیان اشتباهات خود نمایید. یک جمله "من اشتباه کردم و متوجه آن می شوم،" کفایت می کند.

3 - دیگران را با معیارهای بالا درنظر بگیرید

اندک افرادی در بین ما، که معمولا عقل کل خطاب می گردنـد، بـنـظر می رسد اینگونه فکر می کنند که هیچ کسی جز خودشان قادر به انجام صحیح امور نمی باشد. جزء این گروه از افراد نباشید. به قابلیتهای دیگران اعتماد کنـید. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن کارها به بهتریـن وجـه ممـکن اطـمـیــنان داشتـه بـاشید. ایـن به مـعنای داشتن انتظارات بیش از حد نیست. باور داشتن یک فرد او را تشـویـق بـه انـجـام کـارها با حداکثر توان نموده و از نا امیدی جلوگیری بعمل می آورد.

4 - علاقه ای صادقانه و صمیمی از خود نشان دهید

"کارها خوب پیش میره علی جان؟خوبه، میشه این پرونده ها رو برام چک کنی؟" این به معنای ابراز علاقه نبوده و بیشتر به دوستی خاله خرسه شباهت دارد. هر فردی در دفتر کار شما دارای سابقه ای غنی از علایق، تجارب و  سلایق می بـاشد. حـتـی اگر نقطه اشتراکی با هم ندارید، در مورد اطرافیانتان اطلاعات کسب کنید.

اگر یکی از همکاران شما گفت که شرکت در گیم های آنلاین را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نمایید، حتی اگـر بـرای شـما جالب نیست. نه تنها می توانید چیز جدیدی یاد بگیرید، اگر در آینده به آن گرایش پیدا کنـیـد، از امتیازاتـی برخوردار خواهید گشت. مردم دوست دارند که دیگران آنها را بخاطر داشته باشند.

5 - از دیگران تعریف و تمجید نمایید

فقط نگویید "خوب بود." در مورد تعریف خود صریح تر بوده و نشان دهید که در مورد آنچه که فرد در حقیقت انجام داده آگاهی دارید. "علی، تـو خیـلی خوب جلسه را اداره کردی بخصوص وقتی هـمـه از مسیـر مـوضوع اصـلـی منـحرف شده بودند،" این یک مثال خوب است. در عین حال سعی کنید به ندرت و فقط زمانی که واقـعا نـیـاز است انتقاد نمایید. انتقاد را طوری بیان کنید که مانند یک نصیحت سازنده از طرف دوسـتـی قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود.

6 - مراقب حرفهایتان باشید

اگر تصمیم پیگیری کاری را ندارید، نگویید که آن را انـجـام خواهید داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگی با کلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نکنید، در مـورد کـارهـای بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتیجه پیشرفتی نخواهید کرد.

7 - قدردانی و سپاسگزاری کنید

اگر فـردی لـطفـی به شما کرد، و یا برای انجام کاری برای شما، از خواسته خود گذشت، به این کار او پاسخ دهید. شما بخودی خود مستحق لطف نـبـوده و کسـی بــه شما بدهکار نیست. اگر مورد لـطـف واقـع شـدید، تـشـکر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل کنید.

8 - با فکر و با ملاحظه باشید

هـرگز تـصور نـکیند که دیگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـی خـواهـنـد کـرد. برخی افراد بصورت طبیعی تک تک کلماتی که شخص بـیـان می کنـد را بـرای یـافــتن یک رودررویی شخصی مورد جستجو قرار می دهند. شما نمی تـوانیـد اینگونه افراد را تغییر دهید، اما قادرید نزد آنها حرف های خود را با دقت سازمان دهی نمایید. پیش از صحبت کـردن فکر کنید و مطمئن شوید که هیچ ابهامی که باعث سوء تعبیـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.

همچنین می توانید سـعی در فهمیدن نقطه نظرات دیگران نمایید تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آورید. ممکن است عمیقا" اعتـقـاد بر حـقانـیـت خـود داشـتـه باشید، اما متوجه گردید که دیگران به همین منوال درباره عقاید و باورهایشان می اندیـشند. شما باید نظرات آنها را محترم شمرده و ببینید چرا آنها اینگونه فکر می کنند. بجای مـشاجره از دیگران بخواهید در مورد مواضعشان توضیح دهنـد. مجـبـور نیـستـید مـوافــقت کنید، اما می توانید بگویید، "من متوجه هستم شما چه می گویید."

9 - از خود گذشتگی کنید

گه گاهی از مکان شغلی خود خارج شده و به دیگران در کـارهـایشـان کـمک نمایید. این عمل را بدون اینکه از شما درخواست شود انجام دهید. گفتن، " کمک لازم نـداری؟ " یــک تاثیر دوگانه در پی دارد. ابتدا، شما دیگران را تشویق بـه از خـود گـذشتـگی نـمـوده و در نتـیـجـه مـحیـط کـاری مثـبـت تـری ایـجاد خـواهد شـد. دوم، بـرای خود لطفی متعاقب را خریداری می کنید، چرا که مهربانی همیشه بازمی گردد.

10 - متواضع و فروتن باشید

تلاشهای مشهود برای تحت تاثیر قرار دادن همکاران و اشخاص مافوق نـتـیجه عکس به همراه خواهد داشت. هیچکس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر می خواهید کمالات شما تـوسـط دیـگران تصدیق شوند، کافی است تمرین بردباری بیشتری بنمایید. کامیابیـهای شما زمانی مصداق واقعی پیدا می کنـند کـه اجازه دهید دیگران خود متوجه آنها گردند نه اینکه مرتب صحبت از آن بمیان آورید.

11 - به حفظ آبروی دیگران کمک کنید

هـر کسی اشتباه می کـنـد. بــه دفعه قبلی که اشتباهی خجالت آور مرتکب شدید فکر کنید. دوست نداشتید کسی بیـایـد و اشـتـباه شـمـا را کـوچـک جلوه داده و از جدیت آن بکاهد؟ پس همین کار را شما در مورد دیگران انجام دهید. با خنـدیـدن به اشتباهی که شخص ( نه با خندیدن به خود شخص ) مرتکب شده بهمراه ضربه ای دوستانه به شانه هـای او از پریشانیش کاسته و بگویید، "این برای بهترین افراد این شـرکـت هـم مـمـکـن است پیش بیاید." با این کار به او و به دیگران اطمینان میدهید که دنیا به پایان نرسیده است. اگر مـــناسب است، بجای جلب توجه بی مورد  نسبت به اشتباه رخ داده، هیـچ چیزی نگویید


منبع: گروه سی مرغ

عادت افراد موفق


1 - همیشه هدف را در ذهن داشته باشید
همه چیز با هدفی که می‌خواهید به آن برسید شروع می‌شود. اگر ندانید هدفتان چیست، هیچ راهی برای رسیدن به آن وجود ندارد. تصور کنید وارد یک تاکسی می‌شود، اولین کاری که می‌کنید چیست؟ شاید اول به راننده سلام کنید اما بعد چه؟ به راننده می‌گویید که کجا می‌خواهید بروید تا او بتواند شما را به آنجا برساند. به همین ترتیب باید بدانید جایی که در زندگی می‌خواهید به آن برسید کجاست.
به همین دلیل خیلی مهم است که هدف‌های مشخص از چیزهایی که می‌خواهید برای خودتان ایجاد کنید. چه می‌خواهید؟ اهداف و رویاهای شخصیتان چیست؟ من خودم کنار تختم کاغذی چسبانده‌ام که روی آن اهداف ورویاهایم را نوشته‌ام. این اهداف به من یادآوری می‌کنند که دقیقاً چه می‌خواهم و هر روز من را به سمت آنها حرکت می‌دهد.
2 - کاری را بکنید که دوست دارید
وقتی کاری را انجام دهید که دوست دارید مثل این می‌ماند که سوختی نامحدود دارید که شما را همیشه در حرکت نگه می‌دارد. عطش شما برای موفقیت در آن کار خیلی بیشتر از هر کار دیگری خواهد بود. 
اگر مطمئن نیستید که کار مورد علاقه‌تان چیست، ببینید نسبت به چه چیزی الان بیشتر مشتاق هستید؟ اگر قدرت انتخاب داشته باشید که هر کاری که دوست داشتید انتخاب کنید، آن چه خواهد بود؟ عشق و علاقه شما به یک کار سوختی است که شما را به سمت برتری می‌رساند.
3 - سخت‌تر از بقیه کار کنید
کسی را نمی‌شناسم که بدون زحمت کشیدن توانسته باشد در چیزی موفق شود. یکی از مهمترین اجزاء و مولفه‌های برتری، تلاش و کوشش است. می‌توانیم استراتژی‌ها و گام‌های موثری برداریم اما بدون تلاش و کوشش میسر نخواهد بود. خوشبختانه اگر قدم دوم را اجرا کرده باشید و کاری را انجام می‌دهید که دوست دارید، کار چندان هم برایتان کار نیست.
4 - از تمامی لحظه‌ها استفاده کنید
همه لحظات ارزشمندند. افراد فوق‌العاده می دانند که زمان ارزش زیادی دارد. جمله‌ای از دونالد ترامپ در یکی از کتاب‌هایش خواندم که می‌گفت، ارزش وقت خیلی بیشتر از پول است زیرا پول را می‌توان دوباره به دست آورد اما زمان را هیچ وقت نمی‌توانید به عقب برگردانید. به همین علت، من همیشه مطمئن می‌شوم که از زمان بهترین بهره را می‌برم و از تمام لحظاتم استفاده می‌کنم.
دقت کنید که این عادت به این معنی نیست که باید 24 ساعت شبانه‌روز کار کنید. استفاده بردن از تمام لحظات زندگی به معنی زمان استراحت و بازسازی هم هست زیرا کمکتان می‌کند راه طولانی به سمت موفقیت را راحت‌تر سپری کنید.
5 - برای به دست آوردن نتیجه دلخواه وارد عمل شوید
داشتن زندگی موفق به این معنی است که باید اهل عمل باشید. کارهایی که می‌کنیم یا نمی‌کنیم تعیین‌ کننده میزان رشد و پیشرفت ما هستند. اگر بخواهیم نتایج خوبی در زندگی به دست آوریم باید برای رسیدن به آنها اقدام و عمل متناسب انجام دهیم.
6 - بطور مداوم خودتان را به‌روز کنید
باید یاد بگیرید که هیچ وقت عقب ننشینید. همیشه برای بهتر شدن کاری هست که می‌توانید انجام دهید. ممکن است امروز توانایی‌ها و مهارت‌های زیاد و عالی داشته باشیم اما باوجود خوب بودن آنها، مهارت‌های ما باید مداوم رشد کند. آدم‌های فوق‌العاده و موفق همیشه در حال یادگیری، مطالعه و رشد دادن خودشان هستند. پس برای رسیدن به موفقیت باید همیشه سطح خودمان را بالا بکشانیم.
7 - فیدبک بخواهید
مهم نیست که چقدر باید پیشرفت کنیم، مهم این است که نقاط کوری خواهیم داشت. نقاط کور چیزهایی درمورد ما هستند که اطلاعی از آنها نداریم و هیچوقت نمی‌توانیم چیزهایی که نسبت به آن کور هستیم را رشد دهیم. خواستن نظر و فیدبک دیگران ساده‌ترین، سریع‌ترین و موثرترین راه برای ارتقاء فردی است.
8 - سعی کنید در هر کاری اول شوید
صبر کنید، فکر کردید عادات لازم برای دستیابی به موفقیت و برتری فقط 7 مورد است؟

یک عادت دیگر هم هست که مخصوص افراد فوق‌العاده و موفق است و آن اینکه سعی کنید در هر کاری همیشه اول شوید. کسی که دنبال رتبه متوسط است هیچ وقت فوق‌ العاده نخواهد شد. برای فوق‌ العاده بودن باید سعی کنید همیشه بالاترین باشید. فقط زمانی می‌توانید بهترین نتایج را به دست آورید که استانداردهای زندگیتان را بالا ببرید.

منبع: سیمرغ

راههای طلایی برای مدیریت زمان

همیشه پیش خود فکر می‌کنیم که غافلگیر زمان می‌شویم، چرا برای ما این اتفاقات بیشتر رخ می‌دهد و نه دیگران؟ چرا زمانی که آمادگی این اتفاقات را داریم رخ نمی‌دهند؟ و زمانی پیش می‌آیند که آمادگی آن را نداریم؟

همیشه پیش خود فکر می‌کنیم که غافلگیر زمان می‌شویم و زمان آن طور که باید و شاید به ما اجازه نمی‌دهد کارهای که در ذهن و شاید حتی در رویاهای خود می‌پرورانیم به انجام برسانیم. بهترین فرصت‌ها و یا بدترین آنها همیشه زمانی رخ می‌دهد که انتظار و امادگی‌اش را نداشته‌ایم. حتما شما هم با چنین موقعیت‌های دشواری روبه رو شده‌اید و توضیحات گفته شده را به راحتی درک می‌کنید‌. چرا چنین می‌شود؟ چرا برای ما این اتفاقات بیشتر رخ می‌دهد و نه دیگران؟ چرا زمانی که آمادگی این اتفاقات را داریم رخ نمی‌دهند؟ بلکه زمانی پیش می‌ایند که آمادگی آن را نداریم؟

پاسخ همه‌ی این سئوالات در بحثی به نام "مدیریت زمان" نهفته است. مدیریت زمان یعنی چی؟ و این بحث به چه معناست؟ یعنی اینکه از فرصت‌های و لحظه‌هایی که داریم بهترین استفاده را داشته باشیم، حتی زمانی که منتظر چنین پیش‌امدی نباشیم. شاید این صحبت‌ها به نظرتان تکراری باشد اما یک تفاوت دارد و آن این است که راه کارهایی ارائه داده‌ایم تا شما بتوانید از زمان خود استفاده بهینه داشته باشید:

 

1. لازمه‌ی و شرط اصلی مدیریت زمان این است که شما هدف‌های اصلی زندگی خانوادگی و شخصی خود را مشخص کنید و بهترین روش این است که هدف‌تان را بنویسید و در این امر برنامه‌ریزی، دقت و تلاش زیادی را به خرج دهید تا بتوانید به اهداف خود نایل شوید چون اگر یکی از عامل‌های گفته شده نباشد در راه سر در گم خواهید شد.

 2 . رسیدن به هر هدفی حتی خیلی کوچک نیاز به زمان مناسب دارد و به تدریج صورت می‌گیرد، اگر تلاش لازم را انجام می‌دهید ولی به نتیجه‌ای که می‌خواهید نمی‌رسید، ناراحت و نگران نشوید به تلاش خود ادامه دهید. تلاش‌های ما همانند مثال یک درخت و باغبان آن است. ما باغبان و تلاش‌هایمان مانند یک درخت است. باغبان درخت خود را آبیاری می‌کند، مواظب آن است تا در فصل مناسب از میوه‌های درختش استفاده کند و انتظارات خود را برای فصل تابستان نگه می‌دارد و این امید را ندارد که درختش در فصل زمستان به او میوه بدهد. پس شما هم تلاش خود را بکنید اما منتظر باشید تا زمان باروری درختتان فرا برسد.

 3. رسیدن به هر هدف نیازمند انجام چندین فعالیت کوچکتر است. شما باید چندین قدم کوچکتر را بردارید تا به اهداف بالاتری برسید. تلاش می‌کنیم ریز..ریز همانند ابر که همه می‌دانیم ابر حاصل تلاش قطره قطره‌های اب است تا تبدیل به ابری پربار می‌شود. پس یادمان باشد برای پر بار شدن ابر باید از قطره قطره‌های اب شروع کنیم.

4. بدون داشتن هدف‌های قابل وصول و مشخص شما نمی‌توانید درباره مدیریت زمان خود تصمیم بگیرید. پس هدف‌هایی را در نظر داشته باشید که بتوانید به آنها برسید، نکته‌ی مهمی که در اینجا حائز اهمیت است این است که در حد تلاشتان، رزو و هدف داشته باشید نه کمتر نه بیشتر. زیرا اگربیشتر از تلاشتان ارزو داشته باشید چون به آنها نمی‌رسید دچار سرخوردگی و افسردگی خواهید شد.

 5. برنامه‌های زمانی در خانواده تا حدودی به برنامه‌های زمانی یکایک اعضای خانواده بستگی دارد. اگر برنامه‌ریزی و هدفی برای زندگی شخصی و خانوادگی خود دارید این کار مستلزم همکاری و یاری تمام اعضای خانواده است.

6. اگر هدفی را دارید که گروهی است و لازمه‌ی آن تلاش تمام اعضای گروه است متناسب با توان خود و اعضای گروه گام بردارید نه خیلی سریع نه کند.

7. اولویت‌ها در یک زمان تغییر پذیرند ولی لازم است در هر زمانی اولویت‌ها را بازنگری کنید و تغییر دهید. گاهی تلاش‌های شما فراتر از آن که پیش بینی می‌کردید می‌رود پس در این جا و در این مرحله باید تغیری دراهداف خود ایجاد کنید. و یا بر عکس متوجه می‌شوید که قادر به تلاش در این حد نیستید پس در اهداف خود یک باز نگری داشته باشید.

 8 . از همسرتان و یا والدین خود انتظارات افراطی نداشته باشید. به طور کلی افراد کمال طلب آماده مساحمه و اتلاف وقت هستند. این گونه از افراد با ادعای اینکه کسی به آنها کمک نکرده و زمینه موفقیت آنها را فراهم نکرده است کارهای خود را توجیح می‌کنند. درسته که کمک و مساعدت دیگران در موفقیت‌های ما نقش دارد اما این نقش تا حدودی اهمیت دارد و بیشتر درصد موفقیت به تلاش‌های خود فرد بستگی دارد.

 

9 . برای برنامه‌ریزی بهتر اوقات خود نیاز به توجه به خود، همسر و یا افرادی که می‌توانند به شما کمک کنند دارید. زیرا تشویق و دلداری و مساعدت دیگران نقش بسزایی در پیشرفت سریع تر شما دارد .

10 . سعی کنید بعضی از باورهای نادرست درباره مدیریت ناکارآمد زمان را در ذهن خود از بین ببرید. مثلا خیلی از افراد می‌گویند از فلان روز یا از فلان تاریخ شروع می‌کنم به درس خواندن، شروع می‌کنم به کار کردن یا.. نه اینها همه باورهای غلط است. از همین امروز تصمیم بگیرید و تلاش خود را شروع کنید به امید آینده‌ای واهی نباشید. چون اگر منتظر چنین روزی باشید هیچ وقت، چنین روزی فرا نمی‌رسد.

11 . در گذشته توقف نکنید و افق‌های زیبایی را برای خود ترسیم کنید. تنها از گذشته خود درس بگیرید و به عنوان موتوری برای حرکت به جلو از آن استفاده کنید نه برای حرکت به عقب.

12. این باور را درخود ایجاد کنید که شما مسئول زندگی و اعمال شخصی خود و خانواده تان هستید. بعضی از افراد عادت دارند همیشه مشکلات و سختی‌های که برایشان در جریان زندگی پیش می‌آید را به گردن دیگری می‌اندازند برای اینکه خود را تبرئه کنند راهی بهتری از این را نمی‌شناسند. اگر متاهل باشند، تقصیرات را به گردن همسر خود می‌اندازند، و اگر مجرد باشند، پدر و مادر خود را مسئول تمامی این مشکلات می‌دانند. اما این موضوع ا را باور کنید که تنها شما و شما هستید که مسئول تمامی مصائب و مشکلات زندگی خود هستید. پس برای حل آنها باید خودتان به تنهایی گام بردارید.

منبع: گروه سبک زندگی سیمرغ

زندگی میلیادرها: جان والتون

جان والتون متولد ۱۹۴۶ و از وارثان سام والتون، مالک موسسه فروشگاه های زنجیره ای والتون بود. وارثان وی هم اکنون چهره های جدیدی در لیست میلیاردرهای جهان هستند. به طوری که سه وارث اصلی جان والتون هر سه در رده بیست و ششم جدول میلیاردرهای سال ۲۰۰۸ جهان قرار داشتند. این خانواده در سال ۲۰۰۹ به محدوده بیست ثروتمند برتر جهان راه یافتند. در این سال سرمایه ی جیم، آلیس، کریستس و رابسون فرزندان سام والتون ۱۷٫۶ میلیارد دلار ارزیابی شد. به این ترتیب جیم والتون در رتبه یازدهم، آلیس والتون ۵۹ ساله در رتبه دوازدهم، کریستی والتون در رتبه سیزدهم و رابسون والتون ۶۵ ساله در مقام چهاردهم قرار گرفتند.

فروشگاه های والت مارت هم اکنون دو میلیون نفر را در جهان به کار گماشته است. این فروشگاه با ۷۲۰۰ شعبه در گوشه و کنار جهان جزو معروف ترین فروشگاه های آمریکاست و تعداد مشتریانش به ۲۰۰ میلیون نفر بالغ می شود. این فروشگاه تنها در آمریکا ۳۶۰۰ شعبه دارد و در ۱۴ کشور جهان در مجموع ۱۵۰۰ فروشگاه تاسیس کرده است.

جان دومین پسر سام والتون بود. ثروت او توسط مجله فوربس بالغ بر ۱۸ میلیارد دلار اعلام شد. از سال ۱۹۹۲ تا زمان مرگش، عضو هیات مدیره ی فروشگاه های وال مارت بود. بعد از حادثه ی مرگ او وال مارت طی بیانیه ای تاسف عمیق خود را از مرگ جان والتون اعلام کرد. در این بیانیه او قهرمان جنگ ویتنام و یکی از بشر دوستان مطرح نامیده شد.

در شرح اقدامات انسان دوستانه جان والتون به کمک های مالی او به مدارس ابتدایی و دبیرستان و نیز اعطای بورس تحصیلی اشاره شد. در زمان جنگ ویتنام او به عنوان یک پزشک، ارتش آمریکا را همراهی می کرد و به خاطر اقداماتی که حین حضور در ارتش انجام داد، مدال ستاره نقره ای دریافت کرد. ( مدال ستاره نقره ای به کسانی داده می شود که جان چند همرزم خود را در حالی که زیر آتش نیروهای مقابل قرار دارند از خطر نجات دهد. )

مقامات مسوول که چگونگی مرگ وی را بررسی کردند، گفتند که جان والتون در حال پرواز با هواپیمایی بود که در خانه ساخته شده بود. هواپیمای او چندی پس از پرواز از فرودگاه جکسون هول در پارک ملی گراند تتون سقوط کرد. مقامات می گویند در زمان پرواز هواپیما، آب و هوای منطقه آرام بوده استو جان والتون در ۲۸ ژوئن ۲۰۰۵ جان باخت. وی هنگام مرگ یازدهمین ثروتمند جهان بود.

بر این اساس کریستی والتون و خانواده اش هم اکنون صاحب ۱۹٫۲ میلیارد دلار سرمایه هستند. کریستی بیوه جان والتون است که هم اکنون ۵۳ سال سن دارد. وارث دیگر جیم والتون پسر سام والتون است که سرمایه او نیز بالغ بر ۱۹٫۲ میلیارد دلار محاسبه شده است. رابسون والتون دیگر وارث وال مارت است که او نیز همچون دیگر وارثان صاحب ۱۹٫۲ میلیارد دلاراست.

برگرفته از: کتاب سرگذشت مشهورترین میلیاردرهای جهان – انتشارات گلپا

قبل از اینکه قضاوت کنی....!

قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی

کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن.

از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم

اشکهایی را بریز که من ریختم

دردها و خوشیهای من را تجربه کن

سالهایی را بگذران که من گذراندم

روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم

دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن

همانطور که من انجام دادم

بعد، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی.

موز طلایی

شرکت فاکس بورو برای بقاء اقتصادی خود با یک مشکل فنی مواجه شده بود. برای رفع این مشکل، گروهی از کارشناسان مجبور شدند به طور شبانه روزی کار کنند. نیمه شبی یکی از کارشناسان وارد اتاق مدیرش شد و مژده داد مشکل برطرف شده است.

مدیر بلافاصله از کمد خود ظرف میوه را جلو کشید و «موز» ی را که برای خود نگه داشته بود به کارشناس تعارف کرد و به این وسله مراتب قدردانی خود را ابراز کرد. از آن پس همه ساله در همان روز، جایزه ای به بهترین کارمند تحت عنوان «موز طلایی» اهدا می شود.

بلی! پاداش باید فوری باشد. هرچه فاصله ی پاداش با با زمان وقوع عملکرد شایسته نزدیک باشد، اثر آن بیشتر خواهد بود. این پاداش هرچه قدر هم که کوچک باشد، خاصیت تشدید کنندگی آن هم بیشتر خواهد بود.

منبع: http://hr.blogfa.com

تفاوت کارمند با رییس

وقتي من يك كاري را دير تمام ميكنم، من كند هستم.
وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.


وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم.
وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.


وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.

وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري ميكند.


وقتي من اشتباهي كنم، من نادان هستم.
وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.


وقتي من در محل كارم نباشم، من در گشتزدن هستم.
وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.

وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مريض هستم.
وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.


وقتي من مرخصي بخواهم، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم.
وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد ميرفت چون خيلي كار كرده است.

وقتي من كار خوبي انجام ميدهم، رئيسم هرگز به خاطر نميآورد.
وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نميكند


Read more: http://onlinemanagers.ir/EMag/ContentDetails.aspx?cid=517#ixzz1xsvBXk6K