نوروز 1390 مبارک

کانون علمی مدیریت دانشگاه علوم پزشکی شیراز

سال خوشی را برای شما آرزو میکند.

همایش هشتم

همایش هشتم مدیریت بهداشت و درمان در شهر اهواز. آذرماه ۱۳۹۰ برگزار خواهد شد.

اجرت 500 دلاری برای کار 2 دقیقه ای

می گویند که در زمانی یکی از ماشین های یک کارخانه از کار افتاده بود. آن ماشین در کارخانه نقش اساسی ایفا می کرد و با از کار افتادن آن تقریبا کل کارخانه متوقف شده بود.
یک تعمیرکار آوردند تا ماشین را به سرعت تعمیر کند. تعمیرکار برای دریافتن به اشکال ماشین شروع به بررسی آن کرد. بعد از چند لحظه چکش خود را در آورد و در جایی دو ضربه فرود آورد. سپس ماشین را روشن کرد و همه چیز به خوبی کار می کرد. تعمیرکار سپس رو به صاحب کارخانه کرد و گفت: "هزینه آن 500 دلار می شود."
صاحب کارخانه از اینکه او برای چنین کار کوچکی این مبلغ را درخواست کرده بود به شدت برآشفت و یک صورت حساب با تک تک هزینه های تعمیر از او درخواست کرد.

تعمیرکار در روز بعد صورتحسابی برای او فرستاد که به شرح زیر بود:

ضربه با چکش: 1دلار
دانستن اینکه به کجا ضربه زده شود: 499دلار
جمع کل: 500 دلار

شما از این داستان چه نتیجه ای می گیرید؟

http://gozar.webgah.net


وقت کار فقط کار


يكي از دوستان حکایت کرد:  براي خريد ماشين آلات دسته دوم يك كارخانه بافندگي به آلمان رفته بودم، بعد از مذاكره با يك كارخانه در حال كار، قرار شده بود به مدت يك هفته خودش در آن كارخانه مشغول به كار شده و پس از بررسي و آموزش نسبت به خريد ماشين آلات اقدام نمايم.

در يكي از اين روزها به اپراتور يكي از دستگاه ها مراجعه کردم و از او در مورد ظرفيت و اطلاعات فني سوالاتي پرسیدم ولي اپراتور هيچگونه جوابي نداد. ا فكر کردم يا اپراتور كر است يا زبان من را نمي فهمد. ظهر كه براي صرف نهار به رستوران رفتیم، اپراتور دستگاه كنارم آمد و يكي يكي به سوالاتم جواب داد. وقتي از او سوال کردم چرا آن موقع جواب ندادي، گفت: «من وقتي در حال كار هستم فقط بايد كار كنم و نبايد كار ديگري انجام دهم.»

مستعاني، امير
كليدواژه‌ها : تمركز ؛ وجدان كاري ؛ وقت شناسي ؛ راندمان كاري ؛ تعداد ساعات مفيد كاري

ساندویچ فروش و پسرش

مردي در كنار جاده، دكه اي درست كرده بود و در آن ساندويچ مي فروخت. چون گوشش سنگين بود، راديو نداشت. چشمش هم ضعيف بود، بنابراين روزنامه هم نمي خواند. او تابلويي بالاي سر خود گذاشته بود و محاسن ساندويچ هاي خود را شرح داده بود. خودش هم كنار دكه اش مي ايستاد و مردم را به خريدن ساندويچ تشويق مي كرد و مردم هم مي خريدند.

كارش بالا گرفت بنابراين كارش را وسعت بخشيد به طوري كه وقتي پسرش از مدرسه بر مي گشت به او كمك مي كرد. سپس كم كم وضع عوض شد. پسرش گفت: «پدر جان، مگر به اخبار راديو گوش نداده اي؟ اگر وضع پولي كشور به همين منوال ادامه پيدا كند كار همه خراب خواهد شد و شايد يك كسادي عمومي به وجود آيد. بايد خودت را براي اين كسادي آماده كني.»

پدر با خود فكر كرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته و به اخبار راديو گوش مي دهد و روزنامه هم مي خواند، پس حتماً آنچه مي گويد صحيح است. بنابراين كمتر از گذشته، نان و گوشت سفارش مي داد و تابلوي خود را هم پايين آورد و ديگر در كنار دكه خود نمي ايستاد و مردم را به خريد ساندويچ دعوت نمي كرد. فروش او ناگهان شديداً كاهش يافت.

او سپس رو به فرزند خود كرد و گفت: «پسر جان حق با توست. كسادي عمومي شروع شده است.»

منبع: راهکار مدیریت

موش های شناگری که غرق شدند.

محققان تعدادي موش هاي صحرايي كه بعضي آنها مي توانند 80 ساعت مداوم شنا كنند را آماده كردند و قبل از اينكه آنها را در آب بياندازند با كلك اين باور غلط را در موش ها به وجود آوردند كه آنها گير افتاده اند. خيلي از موش ها تنها پس از چند دقيقه بعد از شنا كردن غرق شدند. نه براي اينكه نمي توانستند شنا كنند، بلكه چون فكر مي كردند گير كرده اند، نااميد شده و دست از شنا كردن برداشتند و غرق شدند.

شرح حكايت

وقتي همه چيز به آن طور كه مي خواهيم پيش مي رود ما هم با حداكثر توان مان تلاش مي كنيم. اما بعد از اينكه سر و كله مشكلات بزرگ و كوچك پيدا مي شود نااميد شده و دست از تلاش كردن بر مي داريم، با وجود اينكه توان انجام آن را داريم.

در جستجوی الماس

مي گويند كشاورزي آفريقايي در مزرعه اش زندگي خوب و خوشي را با همسر و فرزندانش داشت. يك روز شنيد كه در بخشي از آفريقا معادن الماسي كشف شده اند و مردمي كه به آنجا رفته اند با كشف الماس به ثروتي افسانه اي دست يافته اند. او كه از شنيدن اين خبر هيجان زده شده بود، تصميم گرفت براي كشف معدني الماس به آنجا برود. بنابراين زن و فرزندانش را به دوستي سپرد و مزرعه اش را فروخت و عازم سفر شد. او به مدت ده سال آفريقا را زير پا مي گذارد و عاقبت به دنبال بي پولي، تنهايي و يأس و نوميدي، خود را در دريا غرق مي كند.

اما زارع جديدي كه مزرعه را خريده بود روزي در كنار رودخانه اي كه از وسط مزرعه مي گذشت، چشمش به تكه سنگي افتاد كه درخشش عجيبي داشت. او سنگ را برداشت و به نزد جواهر سازي برد. مرد جواهر ساز با ديدن سنگ گفت كه آن سنگ الماسي است كه نمي توان قيمتي بر آن نهاد. مرد زارع به محلي كه سنگ را پيدا كرده بود رفت و متوجه شد سرتاسر مزرعه پر از سنگهاي الماسي است كه براي درخشيدن نياز به تراش و صيقل داشتند.

مرد زارع پيشين بدون آنكه زير پاي خود را نگاه كند، براي كشف الماس تمام آفريقا را زير پا گذاشته بود حال آنكه در معدني از الماس زندگي مي كرد!

چند راه براي تقويت حافظه کوتاه مدت

 

1- بازي داستان گويي:
انجام اين بازي به خصوص در قالب گروه، بسيار جالب است. اين بازي بدين نحو انجام مي شود که بايد 20 وسيله را روي ميز بزرگي قرار دهيد و هر کدام از افراد گروه 3 الي 4 مورد از وسايلي که روي ميز چيده شده است را در قالب يک داستان بگنجاند؛ مثلا داستاني که درباره سيب، کليد، تلفن همراه مي توان ساخت بدين صورت است:
در باغ، سيب هاي رسيده اي از درخت روي زمين ريخته بود. ما در باغ قفل بود و من کليد را اشتباه برداشته بودم. نابراين با تلفن همراه به يکي از دوستانم زنگ زدم تا او براي باز کردن در به کمک بيايد. بازي فوق باعث مي شود که والدين بتوانند به دو هدف تقويت قدرت خلاقيت و تمرکز کودک و تقويت حافظه دست پيدا کنند.

2- ايجاد ارتباط هاي تصويري:
يکي از راه هايي که براي تقويت حافظه تصويري مورد استفاده قرار مي گيرد به ياد سپردن نام افراد با توجه به خصوصيات و ويژگي هاي آنهاست؛ مثلاً کسي اسمش رضاست، شما در او خصلتي مانند تلاش در جهت کسب که رضايت اطرافيان بيابيد، بدين ترتيب بين نام رضا و رضايت ارتباط برقرار کرده ايد و نام او را هيچ وقت فراموش نخواهيد کرد.

3- استفاده از تصاوير:
تصاوير، ابزار مناسبي براي به خاطر سپردن مطالب و اطلاعات مفيد هستند؛ به عنوان مثال مي توانيد حتي از تصاوير يک فيلم براي به خاطر سپردن موضوع، اعداد، اطلاعات تاريخي و جغرافيايي و… استفاده کنيد. يا براي به خاطر سپردن اعداد (5، 5، 1) شما مي توانيد آن را در قالب يک تصوير دربياوريد مانند دستکش و يک چوب. با حک اين تصوير در ذهنتان، اعداد (5، 5، 1) را به ياد مي آوريد زيرا هر دستکش 5 انگشت دارد و يک چوب هم نماد عدد يک است. لذا سعي کنيد آنچه را که بايد به خاطر بسپاريد در قالب تصويرسازي در ذهنتان حک کنيد. ولي ذخيره سازي اطلاعات بايد به گونه اي باشد که شما رجوع به اطلاعات را به راحتي انجام دهيد و بتوانيد از آنها استفاده کاربردي داشته باشيد. با به کارگيري اين روش و تکرار آن به مرور زمان، ذهن شما اين آمادگي را پيدا مي کند که فعالانه روش تصويري مناسب براي به ذهن سپاري مطالب را به کار گيرد.

4- به فرزندتان يادآوري کنيد آنچه مي آموزد را نکته برداري و يادداشت کند.

5- ساعت مطالعه او را افزايش دهيد.

6- او را تشويق به حفظ کردن شعر يا متن هاي ادبي کنيد.

7- اگر فرزندتان راست دست است از او بخواهيد به عنوان تفريح و سرگرمي برخي کارهايش را با دست چپ انجام دهد.

8- به او خواندن کتاب هاي داستاني و پليسي که ذهن را درگير حل معما مي کند، پيشنهاد دهيد.

9- او را تشويق به يادگيري زبان يا فعاليت هاي هنري جديد کنيد.

نما

کسانی که علاقه مندند مقالاتشان در نشریه ی نما به چاپ برسد مقالات خود را حداکثر تا تاریخ ۲۵ اسفند به ادرس nama.management@gmail.com بفرستند