میلاد حضرت علی و روز پدر مبارکباد....

علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را
 که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را
 دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين
 به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را
  فرخنده میلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزی، مولود کعبه، مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بر پیروانش خجسته باد.  

علی علیه السلام و زیبائیهایش:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.


فانوس دریایی


كشتي جنگي مأموريت يافته بود براي آموزش نظامي به مدت چند روز در هوايي طوفاني مانور بدهد. هواي مه‌آلود سبب شده بود كه كاركنان كشتي ديد كمي داشته باشند. در نتيجه ناخدا در پل فرماندهي عرشه ايستاده بود تا همه فعاليت‌ها را زير نظر داشته باشد.
پاسي از شب نگذشته بود كه ديده‌بان روي پل به فرمانده گزارش داد: نوري در سمت راست كشتي به چشم مي‌خورد.
ناخدا فرياد زد: آيا آن نور ثابت است يا به طرف عقب حركت مي‌كند؟
ديده‌بان جواب داد: ثابت است؛‌ و مفهوم اين بود كه در مسيري هستيم كه به هم تصادم خواهيم كرد.
ناخدا به مأمور ارسال علائم گفت: به آن كشتي علامت بده كه رو در روي هم هستيم، توصيه مي‌كنم 20 درجه تغيير مسير بدهيد.
جواب علامت اين بود: شما بايد 20 درجه تغيير مسير بدهيد.
ناخدا گفت: علامت بده كه من ناخدا هستم و آنها بايد 20 درجه تغيير مسير بدهند.
پاسخ آمد: بهتر است شما 20 درجه تغيير مسير بدهيد.
در اين هنگام كه ناخدا به خشم آمده بود، گفت: علامت بده كه از يك كشتي جنگي علامت فرستاده مي‌شود 20 درجه تغيير مسير بدهيد.
پاسخ آمد: من فانوس دريايي هستم. آنگاه كشتي تغيير مسير داد.

شرح حكايت:

ارزش هاي محوري سازمان (core value) فانوس دريايي‌اند. تكان نمي‌خورند. نبايد و نمي‌توان آنها را شكست. با كوشش براي شكستن آنها،‌خود را مي‌شكنيم. اما مي‌توانيم آنها را بياموزيم و به كار بنديم. در هرسازمان سرشار از شور و اشتياق،‌رئيس واقعي ارزش ها هستند. ارزش ها رفتار مديران را هدايت مي‌كنند،‌ نه اينكه مديريت، ديگران را هدايت كند. در اين جايگاه، مدير در نقش رهبر عمل خواهد كرد نه صرفاً يك ناظم. در چنين سازماني همه طرح ها، تصميمات و عمليات بر اساس ارزش ها، تنها يك ابزار مديريتي نيست بلكه روشي از زندگي كردن است.

محمدرضا سربیونhttp://www.pnu-m-s.com/cat-53.aspx

تصمیم قاطع مدیریتی

روزی  مدیر  یکی  از شرکتهای بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در کنار دیوار ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد. 

جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می کنی؟»

جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.»

مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از کیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به  جوان  داد  و  به  او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود،  ما به کارمندان خود حقوق می دهیم که کار کنند نه اینکه یکجا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند.»

جوان  با  خوشحالی  از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از کارمند دیگری که در نزدیکیش بود پرسید: «آن جوان کارمند کدام قسمت بود؟»

کارمند  با  تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان پیتزا آورده بود.»

شرح حکایت                                                                

برخی  از  مدیران حتی کارکنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آنها را نمی شناسند. ولی در برخی از مواقع تصمیمات خیلی مهمی را در باره آنها گرفته و اجرا می کنند.

http://tanzemodiriat.persianblog.ir/

طنز مدیریت ایرانی در مقایسه با ژاپنی

race1.JPG

داستان زیر طنز تلخی است که هر روز در مدیریت ایرانی دور و برمان شاهد آن هستیم.

يه روز يه تيم قايقراني ايراني تصميم مي گيرد كه با يك تيم ژاپني در يك مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تيم توافق مي كنند كه سالي يك بار با هم رقابت كنند ....

هر تيم شامل 8 نفر بود ...

در روزهاي قبل از اولين مسابقه هر دو تيم خيلي خيلي زياد تلاش مي race2.JPGكردند كه براي مسابقه به بيشترين آمادگي برسند .

*****************
روز مسابقه فرا مي رسد و رقابت آغاز مي شود . هر دو تيم شانه به شانه هم به پيش مي رفتند و درحالي كه قايقها خيلي نزديك به هم بودند ، تيم ژاپني با يك مايل اختلاف زودتر از خط پايان مي گذرد و برنده مسابقه مي شود ...
بازيكن هاي تيم ايران از اين شكست حسابي ناراحت مي شوند و با حالتي افسرده از مسابقه بر مي گردند ...
race3.JPG
مسوولان تيم ايران تصميم مي گيرند كاري كنند كه در رقابت سال آينده حتما پيروز بشند ؛ براي همين يك تيم آناليزور استخدام مي كنند براي بررسي علل شكست و پيشنهاد دادن راه كارها و روشهاي جديد براي پيروزي ...
بعد از تحقيقات گسترده ،‌ تيم تحقيق متوجه اين نكته مهم شدند كه در تيم ژاپن ، 7 نفر پارو زن بوده اند و يك نفر كاپيتان ...
race4.JPG
و خب البته در تيم ايران 7 نفر كاپيتان بوده اند و يك نفر پارو زن ...!!!
race5.JPG
*****************
race6.JPG
اين نتايج مديريت تيم را به فكر فرو برد ؛ مديران تيم تصميم گرفتند كه مشاوراني را استخدام كنند كه يك ساختار جديدي را براي تيم طراحي كنند ..
بعد از چندين ماه مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران به اين دليل كه كاپيتان هاي خيلي زياد و پارو زن هاي خيلي كمي داشته شكست خورده ، درپايان بررسي ها مشاوران يك پيشنهاد مشخص داشتند : ساختار تيم ايران بايد تغيير كند !
race7.JPG
از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورين تيم ايران چنين تركيبي پيدا كرد : 4 نفر به عنوان كاپيتان ، 2 نفر يه عنوان مدير ، ‌1 نفر به عنوان مدير ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن (!!!) علاوه بر اين مشاورين پيشنهاد كردند براي بهبود كاركرد پارو زن ، حتما يايد پاروزني با صلاحيت و توانايي بهتر در تيم به كارگرفته شود ! ...........
********************
و در مسابقه سال بعد تيم ژاپن با دو مايل اختلاف پيروز مي شود ...!
race8.JPG
 
race9.JPG
بعد از شكست در دومين مسابقه ، مديران تيم كه خيلي ناراحت بودند در اولين گام خيلي سريع پارو زن را از تيم اخراج مي كنند ، زيرا به اين نتيجه رسيدند كه پارو زن كارايي لازم را در تيم نداشته است .
race10.JPG
اما در مقابل از مدير ارشد و 2 نفر مدير تيم خود قدرداني مي كنند و جوايزي را به آنها مي دهند ، براي اينكه اعتقاد داشتند كه آنها انگيزه خيلي خوبي را در تيم ايجاد كردند و در مرحله آماده سازي زحمات زيادي كشيده اند ...
مديران تيم ايران در پايان به اين نتيجه رسيدند كه تيم آناليز كه به خوبي به بررسي دلايل شكست پرداخته بودند ، تيم مشاوران هم كه استراتژي و ساختار خيلي خوبي براي تيم طراحي كرده بودند و مديران تيم هم كه به خوبي انگيزه لازم را در تيم ايجاد ايجاد كرده بودند ، پس حتما يكي از دلايل اين شكست ها ، ناكارامدي ابزار و وسايل استفاده شده بوده است (!!!) و براي بهبود كار و گرفتن نتيجه در مسابقه سال آينده بايد وسايل استفاده شده در مسابقه را تغيير دهند ، در نتيجه :
تيم ايران اين روزها در حال طراحي يك " قايق " جديد است .... !!
 
منبع: یزد فردا

استدلال منطقی

 

همه‌ دانشمندان می‌میرند و به بهشت می‌روند!!!!!

آنها تصمیم می‌گیرند که قایم ‌باشک بازی کنند. از بخت بد اینشتین اولین کسی است که باید چشم بگذارد. او باید تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن کند. همه شروع به قایم شدن می‌کنند به جز نیوتن . نیوتن فقط یک مربع یک متری روی زمین می ‌کشد و داخل آن روبروی اینشتین می ‌ایستد.

اینشتین می‌شمرد : 1 2 3 - ............ . 97 98 99- 100

او چشمانش را باز می‌ کند و می‌بیند که نیوتن روبروی او ایستاده است.

اینشتین بلا فاصله می‌گوید: سوک ‌سوک نیوتن. نیوتن انکار می‌کند و می ‌گوید نیوتن سوک ‌سوک نشده است. او ادعا می‌کند که نیوتن نیست. تمام دانشمندان بیرون می‌آیند تا ببینند چگونه او ثابت می‌کند که نیوتن نیست.

نیوتن می‌گوید: من در یک مربع یه مساحت یک متر مربع ایستاده‌ام... این باعث می‌شود که من بشوم نیوتن بر متر مربع... چون یک نیوتن بر متر مربع معادل یک پاسکال است ، پس من پاسکال هستم ، پس"سوک ‌سوک پاسکال!!!.